شیشه نازک تنهایی من
به سراغ من اگرمی آییدنرم وآهسته بیایید........

امروز صبح که از خواب بیدار شدی، نگاهت می کردم

، امیدوار بودم که با من حرف بزنی حتی برای چندکلمه


نظرم را بپرسی یا برای اتفاق خوبی که دیروز در زندگی ات افتاد،


از من تشکر کنی   امامتوجه شدم که خیلی مشغولی...............           

ژ

شنبه چهارم خرداد 1392 | 13:43 | غزال |